X
تبلیغات
(¯`*•. دختر اشک.•*´¯) - داستان عشاق

(¯`*•. دختر اشک.•*´¯)

.....no wattr the question is love is the answer.....

پرسيد: به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده است.


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

حـــرفـــــ هــای نــاگفتــه ام را
مـی شــود در سکــوتــی جــای داد
و مـــن مــانده ام کــه چگـــونـــه
اینهمـــه سکـوتـــــ را در دلـی خستـــه بگنجــانــم!
تـــو بگـــو ایــن دل تـــابـــــ مــی آورد
اینهمـــه تنهـــــایـــی و ... ؟!
کــاش میشــد گفتــــــــ امـــا نمـی شـــود...!


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

عشق یک چرخه است:


وقتی عاشق می شوید، صدمه می بینید.
وقتی صدمه می بینید، متنفر می شوید.
وقتی متنفر می شوید، سعی می کنید فراموش کنید.
وقتی سعی می کنید فراموش کنید، دل تنگ می شوید.
وقتی دل تنگ می شوید...

در نهایت دوباره عاشق می شوید.


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

گوشهایم را میگیرم
چشمهایم را میبندم
و زبانم را گاز میگیرم
ولی
حریف افکارم نمیشوم
چقدر دردناک است

"فهمیدن"


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نَفَس می کِشَم تا بہِ جایِ مُردهِ خاکَم نَکُنَند !


اینگونہِ اَستــــ حالِ مَن ، دیگَر چیزی نَپُرس ....


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

باید روزی دیگر را آغاز کرد

تو سرآغاز باش.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


بعضي دروغ ها انقدر قشنگند..که تو دلت مي خواد باورشون کني....!!"تو"...قشنگ ترين دروغ زندگي من بودي هنوز باورت دارم!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خنده ام میگیرد که بعد از چند وقت بی خبری بی آنکه سراغی از دل آواره ام بگیری میگویی دلم برایت تنگ ست یامن را به بازی گرفته ای یامعنی واژه هایت رانمیدانیدلتنگیت ارزانی خودت


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خدایا

نمیخواهی امتحان هایت را تمام کنی ؟ !!!

تو که خوب میدانی

من اگر صبر ایوب داشته باشم

عمر نوح نـــــــــــدارم!!!

تمومش کن !!!!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

اینجــا سرزمین واژه های وارونه است: جایــی که گنج, "جنــگ" میشه

... درمان, "نامـــرد" میشه... قهقه , "هـق هــق" میشه... اما دزد همـــون

"دزد" است ... ... ... درد همــون "درد..." و گرگ همـون "گرگـــــ....

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دلتنگ که باشی آدم دیگری میشوی. خشن تر , عصبی تر , کلافه تر , تلخ تر …!!! و جالب تر اینکه با اطراف هم کاری نداری! همه اش را نگه میداری… و دقیقا" سرهمان کسی خالی میکنی که دلتنگ اش هستی !

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دلم تنگ است در این شبها یقین دارم که می دانی

صدای غربت من را ز احساسم تو می خوانی

شدم از درد و تنهایی گلی پژمرده و غمگین

ببار ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی

میان دوزخ عشقت پریشان و گرفتارم

چرا ای مرکب عشقم چنین آهسته می رانی

تپش های دل خستم چه بی تاب و هراسانند

به من آخر بگو ای دل چرا امشب پریشانی

دلم دریای خون است و پر از امواج بی ساحل

درون سینه ام آری تو آن موج هراسانی

همواره قلب بیمارم به یاد تو شود روشن

چه فرقی می کند اما تو که این را نمی دانی


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

هـنـوز هـم گـاهیــ




بی آنکـه بـخـواهَمْ... دلـتـَنـگـت میـ شَـوَم...


دلـتـنـگِ بـودنَـتْ........


حـَتـی هـَمـان بــودنِ کمْ رنـگـت...


خـیـلیــ وقْـت بـود کـه دلـَم میـ خـواست بـگویـم

دوسـتـَتْ دارَم........


تــــو که غَـریـبـه نیــستـیــ


دیــگر نـمیـ توانم خودم را به آن راهی که


نمیـ دانـم کـجـاسـت بــــزنـــم...


دلــم هـمـان راهیــ را میـ خـواهـد


که تــــــــو در امــتـدادش ایـستــاده بـــاشی.


هــمـانْ تـمـامِ راه هـایی کـه میـ گـویـنـد به


عــِـــــشـــــــقْ


خــتـــم میـ شــود.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


یهـِ وَقتاییـ کهـِ دلتـ گرفـتـهـ ،بُغضـ داریـ ، آرومـ نیستیـ


دِلتـ براشـ تَنگ ـ شدهِـ

حُوصلهِـ یـِ هیچ کَسـُ نداریـ

بهـِ یاد لَحظهایـ بیُفتـ کهـِ اونـ هَمهـ دلتَنگیـ تُـ رو دید اما

چشاشُــ بَستـ وَ رَفـتــ

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

هیچ عشقی عظیم تر از عشق مادر نیست
هیچ حمایتی عظیم تر از حمایت پدر نیست !!!.......

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

انقدر بغضهایم را فرو دادم

و خندیدم

که خدا هم باورش شد

چیزی نیست ...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بایک فنجان چای هم می شود مست شد.......

اگربه سلامتی توباشد!!!!


برچسب‌ها: عشق, لاو, داستان عاشقانه, داستان عشقولانه, داستان عشاق
[ 91/08/26 ] [ 10:42 PM ] [ Ѽო(¯`*•ǟȶɛʄɛɦ•*´¯)ოѼ ] [ ]

sms

سلام مجدد...

اینم یه سری اس ام اس عاشقانه:

توی روز سردوبرفی بادلم مثل پرنده,لب حوض کنارنرده,هرچی گشتم جای گرمی,بهتر از قلبت ندیدم,میشه دوسم داشته باشی؟,آخه بیرون خیلی سرده


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


فدات فدات یه دل برات,قربون اون قدوبالات,دوستت دارم شاخه نبات,جواب ندی دارم برات!!!!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

قسم خوردم همیشه باتوباشم,دراین دنیا فقط مال توباشم,اگر ماندی دراین دنیای عاشق]منم به خاطر توزنده باشم!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

می بوسمت سه تایی,من و غم وتنهایی,امان از این جدایی,دلتنگتم خدایی!!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

باز باران

بی ترانه

گریه های

بی بهانه

می خورد برسقف قلبم

یادم آرد روی ماهت

باورت شاید نباشد

که دلم تنگ است برایت

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

گوشه تاگوشه صحراتوبخواب ونهراس,شیرها خاطرشان هست که آهوی منی!!!


برچسب‌ها: عشق, لاو, داستان عاشقانه, داستان عشقولانه, داستان عشاق
[ 91/08/26 ] [ 9:40 PM ] [ Ѽო(¯`*•ǟȶɛʄɛɦ•*´¯)ოѼ ] [ ]

سلام...خوبین؟؟؟؟؟

من که خوبم.خوب چیه؟!عالی,فوق عالی....براتون داستان کوتاه آوردم.قبلش میخوام بگم میخوام تو پست بعدی نوشته های شمارو درج کنم...پس هرچه دل تنگت میخواهد برام تونظرات بنویس تاپستش کنم...اینم داستان کوتاه(نظریادت نره ها....)

باران می بارید.هردوشانه به شانه هم روی سنگ فرش ها قدم می زدند.ملودی برخوردقطرات باران با زمین باصدای پایشان مخلوط شده بود...پسراز احساسش نسبت به دخترمی گفت ودختر فقط درسکوت لبخند می زد....دخترایستاد.چشمانش رابه چشمان پسرگره زدوپسر باعشق به چشمان زیبای دختر نگریست.دختر پرسید"توواقعا دوسم داری؟"پسرلبخندزدوگفت"نه!!!"دختر ناراحت شد.لبخندش از روی لبهای قرمز وزیبایش محوشد...پرسید"اگه من بمیرم,توگریه میکنی؟؟"پسرلبخندی عمیق ترزدوگفت"به هیچ وجه!!!"دختر ناراحت وعصبی اشک ریخت ورویش رااز اوبرگرفت وگفت"منوبگو به دروغات دلخوش کرده بودم...من...من به خاطرتوازهمه چیزم گذشتم تاباتوباشم...اونوقت تو...تو؟!"گریه اش شدت گرفت.هق هق میکرد.پسر شانه هایش راکه می لرزیدگرفت واورابه سمت خودچرخاند.دستش راگرفت.دختر دستش راپس زد.پسرلبخند زدواورا درآغوش کشیدوزمزمه کرد"من دوست ندارم,عاشقتم,دیوونه تم!!!وقتی توبمیری گریه نمی کنم.چون نمی تونم.اون موقع منم می میرم....."


برچسب‌ها: عشق, لاو, داستان عاشقانه, داستان عشقولانه, داستان عشاق
[ 91/08/26 ] [ 9:28 PM ] [ Ѽო(¯`*•ǟȶɛʄɛɦ•*´¯)ოѼ ] [ ]

داستان غم انگیز وعاشقونه

سلام خوبین؟منم هی بدنیستم.امروز براتون یه داستان کوتاه آوردم که شرط خوندنش نظردادنه.آره دیگه.اسم داستان"دوسم داری؟"

برای هزارمین بار نامه راخواند.چشمان زیبا وکشیده اش بارانی بود.واشک های درشتش پهنای چهره زیبایش رانمناک کرده بود.چقدر سخت بود.اما می خواند.می خواند تا بداند معشوقش درآخرین لحظات عمرش چه حالی داشته است.زمزمه وار خواند واشک ریخت:

(سلام.می دونم نامه هامو نمی خونی ونخونده آتیشش می زنی.اما نمی دونم چرابازهم برات می نویسم.شایددوست دارم بدونی چه حالی دارم.شایدهم نمی خوام باورکنم که تودیگه منو دوسم نداری وبرات بی ارزش شدم.امروز مثه همه روزها بی توروزم روشروع کردم.بی توچشامو واکردم.بی تو صبحونه خوردم.صدات توخونه نمی پیچیداما توی گوش من زنگ می زد.چراغ چشات توخونه روشن نبوداما برقش ازجلوی چشام حتی یه لحظه کنارنرفت.امروز پرنده ها یه جور دیگه آواز می خوندن.امروز خورشیدیه جور دیگه می تابید.به دلم افتاده امروز باید ببینمت.می بینی؟هنوزبااینکه می دونم خیال برگشتن نداری اما تورویاهام خودم واین خونه روباتو مجسم می کنم.آره می دونم داری بهم می خندی.به سادگیم به دیوونگیم.به همه چیم.اما خیالی نیست.بخند.چون خنده توقشنگترین خنده دنیاس.آسمون دیشبودیدی؟ستاره هاشوچی؟خیلی شبیه چشای توبودن.نه؟جواب نمی دی می دونم.امابازهم می پرسم.یاجواب می دی یا نمی دی وبابقیه سوالام توذهنم آرشیو می شن.چراگفتی دوسم داری؟واقعا دوسم داشتی؟الآن چی؟دوسم نداری؟هه...معلومه نداری.اگه داشتی منو تنهام نمی ذاشتی تابدون تو بمیرم.اگه دوسم نداشتی چراگذاشتی چشای قشنگت سربه سر چشام بذارن؟بااینکه می دونستی میخوای ازم بگیری دیدنشونو؟تایادمه باهات ساختم.حتی وقتی عصبی می شدی وسرم داد می زدی بغلت می کردم تاآروم شی.اما انگار بازهم اونی نشدم که تو می خواستی.می دونم توی این دنیا هرگز دوباره نمی تونم ببینمت.پس این دنیای بی تو رو واسه همیشه ترک میکنم تاحداقل توی اون دنیا بتونم یه نظر چشای قشنگتوببینم.منو ببخش اگه روراست وصادق بودم.اگه خوب بودم.اگه تواوج نداری واسه ات هرکاری کردم.اگه قلبمو زیر پاهات گذاشتم.نمی دونم یهو چی شدکه رفتی.که ازم بریدی.نمی دونم.نمی دونم چرادوسم نداشتی.نمی دونم.دیگه نیا.نیاتا تصویر اون دختر مظلوم ومعصوم توذهنم خراب نشه.یادته وقتی توروی مادرم ایستادم وگفتم یااین یاهیچکس چی شد؟یادته زمین خوردوپیرهن قشنگش خاکی شد؟یادته وقتی به خاطر تو به خواهرم سیلی زدم وگفتم حق نداری از گل نازکتر بهش بگی چی شد؟یادته چشای مهربونش بارونی شد؟یادته وقتی هدیه تولدت برات گردنبند برلیان خریدم وتاخرخره رفتم زیر بار قرض چه خوشحال بودی؟یادته دوماه بعدش طلبکارام چجوری منو گرفتن به بادکتک؟نه تویادت نمیاد.توخوبی هامو یادت نمیاد.نمی دونم بااین همه بدی بازم دلم میگه دوسش داشته باش.ای کاش بودی ومی دیدی گلهای سرخ خونم چجوری روی گلیم کرم رنگ اتاقم نشسته.خیلی قشنگ شده.ای کاش اینجوری وبی تو نمی مردم.ای کاش.دیگه دستام قدرت نوشتم نداره.وقتی اومدی قبرستون ملاقاتم قبرم روبغل نگیر.خداحافظ برای همیشه.)نامه راگوشه ای انداخت وباصدای بلند گریست.ای کاش پدرش بااو اینگونه تا نمی کردتا همیشه با معشوقش می ماند.هنوز حرفهای بی رحمانه پدرش درگوشش می پیچید."حق ندارذی پاتو از خونه بذاری بیرون وبریدیدن اون پسره الدنگ.امشب که عموت اینا اومدن مثه بچهآدم قبول میکنی.مگه این پسرعموت چی ازاون پسره پاپتی کم داره؟هان؟"ووقتی او پافشاری کرده بود پدرش سیلی نثارش کردهبود واورا تهدیدکرده بود که اگر قبول نکند بدتر هم به سرش می آید.واومجبور به اطاعت شده بود.حالا معشوقش باخیالی باطل وتصمیمی اشتباه این دنیارا ترک کرده بود.حالا که اونیست چرامن باشم؟بااین فکر قرص های قرمز رنگ رایکی بعد از دیگری بر دهان گذاشت.صدای شوهرش راشنید"هستی؟هستی خانوم کجایی؟"لبخندی محزون زدوبرای همیشه چشمان زیبایش رابست.


برچسب‌ها: داستان کوتاه, داستان عاشقانه کوتاه, عشقولانه, عشق, داستان عشاق
[ 91/08/12 ] [ 7:36 PM ] [ Ѽო(¯`*•ǟȶɛʄɛɦ•*´¯)ოѼ ] [ ]